می گویند در دوران قبل که پاســگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط دیگر برای خدمت منتقل می شدند باید مــدت زیادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همین خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران دیگر قرار می گرفت.
همـــسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندین بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند.
“در فیش گاز منزلمان نوشته شده بود: هزینه گار مصرفى شما ۲۸ هزار تومان، یارانه پرداختى توسط دولت ۲۴۵۰۰ تومان، مبلغ قابل پرداخت توسط من ۳۵۰۰ تومان.
بسیار خب، من هم براى دولت فیش صادر مى کنم حقوق هر ساعت ۶ دلار، روزانه ۴۵۶۰۰ تومان، حقوق ماهیانه من یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، دریافتى من از دولت ۲۰۰ هزار تومان و یارانه پرداختى من به دولت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، حالا کی باید سر کی منت بذاره؟
funpatogh . com



.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


