FarsGold

داستان زندگی یک زن و شوهر …


اسکات و سالی:
اسکات برای تامین نیاز خانواده اش تمام وقت کار می کند. اما سالی، همسر او، ضمن انجام کارهای خانه و وظایف مادرانه خود، نیمه وقت کار می کند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان کوتاه و آموزنده و زیبا ”خود را تغییر دهیم“

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یک داستان جالب و خواندنی ( حتما بخوانید تا آخر ! )

    یه داستان جالب ( حتما بخوانید تا آخر ! )

    http://davoodonline.com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان دقت در انتخاب همسر – بسیار آموزنده

    داستان کوتاه و جالب “دقت در انتخاب همسر”

    http://DavoodOnline.com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان پادشاهی که زنانش را می سوازنید

    داستان پادشاهی که زنانش را می سوازنید

    شاه عباس دوم به دلیل سرپیچی همسران از خوردن باده، دستور می داد آنها را بسوزانند.

    شاه عباس دوم روزی درحرمخانه بادۀ زیادی خورده و به سه نفر از بانوان دستور داد که آنها هم بنوشند. آنها پوزش خواستند و گفتند که به زودی به حج خواهند رفت.
    شاه سه بار دیگر پافشاری کرد و به آنها گفت که باده بنوشند: بانوان به همین سخن پوزش خواستند. شاه بی درنگ فرمان داد هر سه را بستند و آتش بسیاری افروخته آنها را در آتش سوختند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتنیهای تاریخ

    نویسنده: علی سپهری اردکانی

    گفتنیهای تاریخ

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها:
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نقد و بررسی داستانهای شهلا پروین روح

    نویسنده: نا مشخص

    نقد و بررسی داستانهای شهلا پروین روح

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شیطان

    شیطان، داستان کوتاهی از جبران خلیل جبران

    مردم ، پدر صمعان را در مسایل روحانی و الهی ، راهنمای خود می دانستند، چرا که او در زمینه گناهان صغیره و کبیره ، صاحب نظر و بسیار مطلع بود و اسرار بهشت و دوزخ و برزخ را خوب می شناخت . مأموریت پدر صمعان در لبنان شمالی این بود که از دهی به ده دیگر برود، موعظه کند و مردم را از بیماری روحانی گناه شفا ببخشد و آن ها را از دامِ هولناکِ شیطان نجات دهد. جناب کشیش ، همیشه با شیطان در جنگ بود. دهقان ها به این کشیش احترام می گذاشتند و به او افتخار می کردند و همیشه مشتاق آن بودند که پند و اندرزهای او را با طلا و نقره بخرند؛ و همیشه هنگام درو، بهترین بخش محصول خود را به او هدیه می دادند.

    برای خواندن ادامه داستان از اینجا دانلود کنید .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یه داستان عشقی و رمانتیک برای دختر و پسرای شیطون!!!!!!!!!

    وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
    به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
    آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:"متشکرم".

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سراسر حادثه

    نویسنده: بهرام صادقی

    سراسر حادثه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش